تبليغاتX
مشاهیر ایران زمین Iranian Celebrities
زندگی نامه و آثار بزرگان ایران Biographies and works of great
 شعری از شهریار
جوانی شمع ره کردم که جويم زندگانی را
نجستم زندگانی را گم کردم جوانی را
کنون با بار پيری آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را
به ياد يار ديرين کاروان گم کرده را مانم
که شب در خواب بيند همرهان کاروانی را
چه بيداری تلخی بود از خواب خوش مستی
که در کامم به زهر آلود شهد شادمانی را
سخن با من نمی گويي الا ای همزبان دل
خدايا با که گويم شکوه بی همزبانی را
نسيم زلف جانان کو که چون برگ خزان ديده
به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را
جوانی شمع ره کردم که جويم زندگانی را
نجستم زندگانی را گم کردم جوانی را
کنون با بار پيری آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را
|+| نوشته شده توسط محمد  |
 یه شب مهتاب از احمد شاملو (خوانده شده توسط فرهاد مهراد)
یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو میبره از توی زندون
مثل شبپره با خودش بیرون
میبره اونجا که شب سیاه
تا دم سحر شهیدای شهر
با فانوس خون جار میکشن
تو خیابونا
سر میدونا
عمو یادگار
مرد کینه دار
مستی یا هشیار
خوابی یا بیدار
مستیم و هشیار شهیدای شهر
خوابیم و بیدار شهیدای شهر

آخرش یه شب ماه میاد بیرون
از سر اون کوه
بالای دره
روی این میدون
ماه میشه خندون

یه شب ماه می‌آد
|+| نوشته شده توسط محمد  |
 آثار فریدون مشیری
کتابهای شعر :

تشنه توفان، گناه دریا، نایافته، ابر و کوچه، بهار را باور کن، از خاموشی، مروارید مهر، آه باران، از دیار آشتی، با پنج سخن سرا، لحظه ها و احساس، آواز آن پرنده غمگین.



گزینه های اشعار :

پرواز با خورشید، برگزیده ها، گزینه اشعار سه دفتر، دلاویزترین، یک آسمان پرنده، و همچنین برگزیده ای از کتاب اسرار التوحید به نام یکسان نگریستن.



فریدون مشیری، سال ها در برخی از مجلات معروف سال های گذشته همچون: ماهنامه سخن، مجله گشوده، سپید و سیاه قلم زده و همکاری نزدیکی با نشریات داشته است.



|+| نوشته شده توسط محمد  |
 ویژگی های اشعار فریدون مشیری
فریدون مشیری از دوران خردسالی به شعر علاقه داشت و در دوران دبیرستان و سال اول دانشگاه دفتری از غزل و مثنوی ترتیب داد.آشنایی با شعر نو و قالب های آثار او را از ادامه شیوه کهن باز داشت.

مشیری، نه اسیر تعصبات سنت گرایان شد، نه مجذوب نوپردازان. راهی را که او برگزید، تعادلی در شعر نوین ایران بود. به این معنا که، او شکستن قالبهای عروضی، و کوتاه و بلند شدن مصرع ها و استفاده ی بجا و منطقی قافیه را پذیرفته و از لحاظ محتوی و مفهوم هم با نگاهی تازه و نو به طبیعت، اشیاء، اشخاص و آمیختن آنها با احساس و نازک اندیشی های خاص خود، به شعرش چهره ای کاملاً مشخص داده بود .

استاد فقید، دکتر عبدالحسین زرین کوب، درباره فریدون مشیری گفته است: « با چنین زبان ساده، روشن و درخشانی است که فریدون، واژه به واژه با ما حرف می زند، حرفهایی را میزند که مال خود اوست، نه ابهام گرایی رندانه، شعر او را تا حد هذیان، نامفهوم می کند و نه شعار خالی از شعور آن را به وسیله مریدپروری و خودنمایی می سازد. شعر او، زبان در سخن شاعری است که دوست ندارد در پناه جبهه خاص، مکتب خاص و دیدگاه خاص خود را از اهل عصر جدا سازد. او بی ریا عشق را می ستاید، انسان را می ستاید و ایران را که جان او به فرهنگ آن بسته است دوست دارد.»


فریدون مشیری در دوران شاعری خود، در هیچ دورانی متوقف نشد، شعرش بازتابی است از همه مظاهر زندگی و حوادثی که پیرامون او در جهان گذشته و همواره، ستایشگر خوبی و پاکی و زیبایی، و بیانگر همه احساسات و عواطف انسانی بوده و بیش از همه خدمتگزار انسانیت است.

بی گمان شاعر در هر جایگاه اجتماعی که ایستاده باشد نخستین مولفه مردمی بودنش است ، و به اعتقاد بسیاری از اهل نظرفریدون مشیری شاعری از دیار مهربانی و شعرش ، همواره پر از لحظه های عشق و عاطفه های مردمی بود .


او شاعری است که با سادگی و صمیمیت و قلب مهربان و اشعار لطیفش، شاعر ، مهربانی، طبیعت و انسانیت نام گرفته است . لطافت کلام او و صداقت او درشعر باعث شد که در دهه 30 در شمارمهمترین شاعران معاصر قراربگیرد.آثار اولیه مشیری بصورت شعر موزو ن و مقفی بود که سرودن آن را هیچگاه ترک نکرد .


مشیری شاعری است صمیمی و صادق که شعرش آینه تمام نمای احوال و صفات اوست . ادیبی که در همه حال حرمت زبان و اهل زبان را حفظ می کند.اندیشه هایش انسان دوستانه است و برای احساسات و عواطف عاشقانه از لطیف ترین و زیبا ترین واژه ها و تعبیرها سود می جوید.


مشیری از همان دوران نوجوانی و جوانی به حوزه شعر عشق می ورزید و زبان عاشقانه سرایی را پیوسته بر سته و بر جسته تر می کرد .او پیوسته پاسدار مهربانی بود :


هر جا که رسیده ام سخن از مهر گفته ام

آوخ ، پاسخی به سزا کم شنفته ام !!


در حیات شعریش پیوسته انسان و عشق را ستوده و به ویژه در سالهای اخیر این سروده ها پیوسته با رنگ و بوی وطن دوستی و انسان گرایی بومی نیز همراه بود .
|+| نوشته شده توسط محمد  |
 شعری از ایرج میرزا
 

وه چه خوب آمدی صفا کردی           چه عجب شد که یاد ما کردی؟

ای بسا آرزوت می کردم                 خوب شد آمدی صفا کردی

آفتاب از کدام سمت دمید                که تو امروز یاد ما کردی؟

از چه دستی سحر بلند شدی؟        که تفقد به بینوا کردی؟

شب مگر خواب تازه ای دیدی           که سحر یاد آشنا کردی؟

بی وفایی مگر چه عیبی داشت       که پشیمان شدی وفا کردی

هیچ دانی اندر این مدت                 از فراقت به ما چه ها کردی؟

با تو هیچ آشتی نخواهم کرد           از همان ره که آمدی برگرد!!!

|+| نوشته شده توسط محمد  |
 دانلود فیلم((سوته دلان))اثر علی حاتمی با بازیه بهروز وثوقی
فيلم سوته دلان






Password: www.arianworld.com

______________________________

حبیب آقا ظروفچی، کاسب خوش نامی است که در پیرانه سر ازدواج نکرده و زندگی اش را وقف مادر و برادر ناتنی اش مجید دوکله کرده است.

برادر دیگرش کریم، که پرنده باز است با همسرش زینت سادات و فروغ الزمان که سالهاست به پای حبیب آقا نشسته با آن ها زندگی می کنند.

مجید که به دلیل جمجمه بزرگش عقل سالمی ندارد و در مغازه حبیب آقا کار می کند و ظروف کرایه را به مجلس عزا و شادمانی می برد دل باخته دختری است که عکس اش را در ویترین یک عکاس خانه دیده است.
بازیگران: بهروز وثوقی، شهره آغداشلو، فخری خوروش، جمشید مشایخی، جهانگیر فروهر، آتش خیر، مینو ابریشمی، سعید نیکپور، سعید امیرسلیمانی، اکبر مشکین، رقیه چهره آزاد، محمود بصیری
کارگردان: علی حاتمی
سال ساخت: 1356

منبع:www.albino.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط امین  |
 دانلود فیلم((طوقی))اثر علی حاتمی با بازیه بهروز وثوقی
 
فيلم طوقی


لينك دانلود فيلم طوقی


Password: www.arianworld.com

آسید مرتضی کبوترباز که با مادر نابینایش زندگی می کند. یک کبوتر طوقی دارد که چشم همه کبوتربازهای محل دنبال اوست. دایی مرتضی آسیدمصطفی برای خواستگاری نامزدش طوبی مرتضی را به شیراز می فرستد. اما مرتضی خودش عاشق طوبی می شود و پس از مراسم عقد طوبی را به کاشان می برد بی آنکه مادر و دایی اش را از این موضوع باخبر سازد.
بازیگران: بهروز وثوقی، آفرین، ناصر ملک مطیعی، ژاله علو، حمیده خیرآبادی، محسن آراسته، بهمن مفید، غلامرضا سرکوب، حسین گیل، شهرزاد، جلال پیشوائیان
کارگردان: علی حاتمی
سال ساخت: 1349
 
منبع:www.albino.blogfa.com
|+| نوشته شده توسط امین  |
 دانلود فیلم ((بوف کور)) صادق هدایت

دانلود فیلم بوف کور

دانلود فیلم بوف کور

بوف کور اثر صادق هدایت

بازیگران : فرشید فرشود – ناصر نصیری – نوین قباسی

کارگردان : کیومرث درم بخش

دستیار کارگردان : کیانوش رفیعی – احمد سلیمانی

محصول سال 1353 رنگی

موسقی از علی اکبرخان

فیلم بردارها : (جمشید فرحی در ایران) (عظیم جوانروح در پاریس)

تدوین منوچهر اولیائی

صورتگر اکبر نمینی

دوبلاژ : سازمان رادیو تلوزیون ملی ایران

سرپرست گویندگان : سعید شرافت

عکس : کوپال مشکوق

تیتراژ : کامبیز درم بخش

طراح لباس : لیلی تقیان

دانلود قسمت اول بوف کور

دانلود قسمت اول بوف کور

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دانلود قسمت دوم بوف کور

دانلود قسمت دوم بوف کور

توجه : لطفا برای دیدن فیلم با کیفیت بالاتر و بدون خط فایل ها را با برنامه مدیا پلیر کلاسیک مشاهده نمایید.

توجه : این فیلم بسیار کمیاب و شاید نایاب شده پس از دستش ندید.

تصویری از جسد صادق هدایت در دقیقه های پایانی فیلم

صادق هدایت

لطفا نظرات خود را در مورد فیلم بدهید باتشکر

منبع:www.40cheraghi.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط امین  |
 شعر زیبای از مهدی اخوان ثالث
زمستون تن عريون باغچه چون بيابون
درختا با پاهاي برهنه زير بارون
نميدوني تو که عاشق نبودي
چه سخته مرگ گل براي گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بي بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه بايد تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بي تو نشستم زير بارون زمستون
زمستون براي تو قشنگه پشت شيشه
بهاره زمستونها براي تو هميشه
تو مثل من زمستوني نداري
که باشه لحظه چشم انتظاري
گلدون خالي نديدي نشسته زير بارون
گلاي کاغذي داري تو گلدون
تو عاشق نبودي ببيني تلخه روزهاي جدايي
چه سخته چه سخته بشينم بي تو با چشماي گريون


|+| نوشته شده توسط محمد  |
 اثری از مهدی اخوان ثالث
ما چون دو دریچه ، رو به روی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز اینده
عمر اینه ی بهشت ، اما ... آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته است
زیرا یکی از دریچه ها بسته است
نه مهر فسون ، نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر ، که هر چه کرد او کرد
|+| نوشته شده توسط محمد  |
 سوتک از دکتر علی شریعتی
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز و پی در پی
دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من
سکوت مرگبارم را ...
|+| نوشته شده توسط محمد  |
 سخنانی از دکتر علی شریعتی
اگر

اگر دروغ رنگ داشت هر روزشاید ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست

و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود
اگر عشق ارتفاع داشت من زمین را زیر پای خود داشتم و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی
آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی


اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد

اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد
و تمام محتوای سفره سهم همه بود
و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد

اگر خواب حقیقت داشت، همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم


اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید
تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند

اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید


اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود


اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
و من با دستانی که زخم خورده توست
گیسوان بلند تو را نوازش می کردم
و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و
ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم

|+| نوشته شده توسط محمد  |
 ((مردم ! ای مردم)) از مهدی اخوان ثالث
مردُم! ای مردُم

مردم ! ای مردم
 من همیشه یادم ست این ، یادتان باشد
 نیم شبها و سحرها ، این خروس پیر
می خروشد ، با خراش سینه می خواند
 گوشها گر با خروش و هوش با فریادتان باشد
مردم ! ای مردم
من همیشه یادم ست این ، یادتان باشد
 و شنیدم دوش ، هنگام سحر می خواند
 باز
این چنین با عالم خاموش فریاد از جگر می خواند
مردم ! ای مرددم
من اگر جغدم ، به ویران بوم
یا اگر بر سر
 سایه از فرّ ِ هما دارم
هر چه هستم از شما هستم
 هر چه دارم ، از شما دارم
مردم ! ای مردم
من همیشه یادم ست این ، یادتان باشد

|+| نوشته شده توسط امین  |
 ((باغ من)) از مهدی اخوان ثالث

باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر ، با آن پوستین سرد نمناکش
 باغ بی برگی
 روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران ، سرودش باد
 جامه اش شولای عریانی ست
ور جز اینش جامه ای باید
بافته بس شعله ی زر تار ِ پودش باد
گو بروید ، یا نروید ، هر چه در هر کجا که خواهد
 یا نمی خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت
پست خاک می گوید
باغ بی برگی
خنده اش خونی ست اشک آمیز
 جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصلها ، پاییز

|+| نوشته شده توسط امین  |
 بیوگرافی از ((مهدی اخوان ثالث))
 

تولد

 

 

 اسفند ۱۳۰۷

مشهد ٫ استان خراسان

مرگ

۴ شهریور ۱۳۶۹

تهران

آرامگاه توس در کنار آرامگاه فردوسی
لقب‌ها م. امید
زمینه فعالیت

 

 ادبیات فارسی  موسیقی

سبک

شعر نو

ملیت  ایران
همسر ایران اخوان ثالث
فرزندان

 

لاله , لولی , تنگل , توس , زرتشت , مزدک علی

|+| نوشته شده توسط امین  |
 ((اجاق سرد)) از نیما یوشیج

اجاق سرد

مانده از شب های دورادور
بر مسير خامش جنگل
سنگچينی از اجاقی خرد
اندرو خاکستر سردی

همچنان کاندر غبار اندوده ی انديشه های من ملال انگيز
طرح تصويری در آن هرچيز
داستانی حاصلش دردی

روز شيرينم که با من آشتی بودش
نقش ناهمرنگ گرديده
سرد گشته, سنگ گرديده
با دم پاييز عمر من کنايت از بهار روی زردی

همچنانکه مانده از شب های دورادور
بر مسير خامش جنگل
سنگچينی از اجاقی خرد
اندرو خاکستر سردی

آبان 1327

|+| نوشته شده توسط امین  |
 ((داروگ)) اثر نیما یوشیج

 داروَگ

 

خشک آمد کشتگاه من

در جوار کشت همسایه.

گرچه می‌گویند: "می‌گریند روی ساحل نزدیک

سوگواران در میان سوگواران."

قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟

 

بر بساطی که بساطی نیست

در درون کومه‌ی تاریک من که ذره‌ای با آن نشاطی نیست

و جدار دنده‌های نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش می‌ترکد

- چون دل یاران که در هجران یاران-

قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟

|+| نوشته شده توسط امین  |
 
 
بالا