تبليغاتX
مشاهیر ایران زمین Iranian Celebrities
زندگی نامه و آثار بزرگان ایران Biographies and works of great
 دانلود فیلم ((بوف کور)) صادق هدایت

دانلود فیلم بوف کور

دانلود فیلم بوف کور

بوف کور اثر صادق هدایت

بازیگران : فرشید فرشود – ناصر نصیری – نوین قباسی

کارگردان : کیومرث درم بخش

دستیار کارگردان : کیانوش رفیعی – احمد سلیمانی

محصول سال 1353 رنگی

موسقی از علی اکبرخان

فیلم بردارها : (جمشید فرحی در ایران) (عظیم جوانروح در پاریس)

تدوین منوچهر اولیائی

صورتگر اکبر نمینی

دوبلاژ : سازمان رادیو تلوزیون ملی ایران

سرپرست گویندگان : سعید شرافت

عکس : کوپال مشکوق

تیتراژ : کامبیز درم بخش

طراح لباس : لیلی تقیان

دانلود قسمت اول بوف کور

دانلود قسمت اول بوف کور

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دانلود قسمت دوم بوف کور

دانلود قسمت دوم بوف کور

توجه : لطفا برای دیدن فیلم با کیفیت بالاتر و بدون خط فایل ها را با برنامه مدیا پلیر کلاسیک مشاهده نمایید.

توجه : این فیلم بسیار کمیاب و شاید نایاب شده پس از دستش ندید.

تصویری از جسد صادق هدایت در دقیقه های پایانی فیلم

صادق هدایت

لطفا نظرات خود را در مورد فیلم بدهید باتشکر

منبع:www.40cheraghi.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط امین  |
 Biography ((sadegh hedayat))

Sadeq Hedayat
Birth name Sādeq Hedāyat
Born 17 February 1903(1903-02-17)
 IranTehran
Died 4 April 1951 (aged 48)Paris,France
Nationality

Iranian

Field Writer of prose fiction and short stories
Works Būf-e Kūr (The Blind Owl)
Zendé be Gūr (Buried Alive)
Sé qatré khūn (Three Drops of Blood)
|+| نوشته شده توسط امین  |
 شجره نامه خانواده هدایت((صادق هدایت))
شجره نامه خانواده هدایت(صادق هدایت)
|+| نوشته شده توسط امین  |
 صادق هدایت (وغ وغ ساهاب)قضیه کن فیکون(تئوری یأجوجیه)
333 
«در ازل عدم نبود، بلکه یک دنیایی بود،
خیلی قشنگ وپرنعمت وراحت وبی گرد و دود.
یک روزی نمیدونم چیطور شد،
که اخم توی پیشونی حق تعالی پر شد.
اون دنیا قشنگه را کن فیکون کرد؛
عمارت های آن را بی سقف وستون کرد؛
زمین های نرمش رو سنگلاخ کرد،
کله کوه های سبزش را سولاخ کرد؛
از سولاخ ها آتیش غرش کنون بیرون زد،
هر چی دم آتیش اومد سیاسوخته شد،
آدم هایش که بودند خوشمزه ومهربون،
از کوچیک وبزرگ همه رفتند از میون.
بجایشان پیدا شد یک جانورهایی مثل لولو،
همه یا بدجنس یا ریقونه وبی گند وبو،
خلاصه افتضاحی راه افتاد که نگو.
اون دنیا خراب شده هه همین است که ما حالا داریم،
که از دستش اینقدر عاجزیم وبیزاریم
|+| نوشته شده توسط امین  |
 چند تصویر از آلبوم نقاشی صادق هدایت
 

                                     

                                                          کنار رودخانه

             

                                         منظره

|+| نوشته شده توسط امین  |
 سه قطره خون اثر صادق هدایت

سه قطره خون

 

 

 

صادق هدایت

 

ديروز بود كه اتاقم را جدا كردند، آيا همان طوري كه ناظم وعده داد من حالا به كلي معالجه شده ام و هفته ديگر آزاد خواهم شد؟ آيا ناخوش بوده ام؟ يك سال است، در تمام اين مدت هرچه التماس ميكردم كاغذ و قلم ميخواستم بمن نميدادند. هميشه پيش خودم گمان ميكردم هر ساعتي كه قلم و كاغذ به دستم بيفتد چقدر چيزها كه خواهم نوشت ولي ديروز بدون اينكه خواسته باشم كاغذ و قلم را برايم آوردند. چيزي كه آنقدر آرزو ميكردم، چيزي كه آنقدر انتظارش را داشتم..! اما چه فايده. از ديروز تا حالا هرچه فكر مي كنم چيزي ندارم كه بنويسم. مثل اينست كه كسي دست مرا مي گيرد يا بازويم بيحس ميشود. حالا كه دقت ميكنم مابين خطهاي درهم و برهمي كه روي كاغذ كشيده ام تنها چيزي كه خوانده ميشود اين است: «سه قطره خون»


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد  |
 داستان ((داش آکل))اثر صادق هدایت

 

                                            داش آکل         

همة اهل شيراز ميدانستند كه داش آكل و كاكارستم ساية يكديگر را با تير ميزدند. يكروز داش آكل روي سكوي قهوه خانة دو ميلي چندك زده بود، همانجا كه پاتوغ قديميش بود. قفس كركي كه رويش شلة سرخ كشيده بود. پهلويش گذاشته بود و با سرانگشتش يخ را دور كاسة آبي ميگردانيد. ناگاه كاكارستم از در درآمد، نگاه تحقير آميزي باو انداخت و همينطور كه دستش بر شالش بود رفت روي سكوي مقابل نشست. بعد رو كرد به شاگرد قهو چي و گفت:
«به به بچه، يه يه چاي بيار بينيم.»............


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امین  |
 بوف کور از صادق هدایت


بوف کور....نویسنده صادق هدایت

در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته در انزوا می خورد
و میتراشد.
اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين
دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند
و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان
سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند -زیرا بشر
هنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط
شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس
که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد
میافزاید.
آیا روزی به اسرار این اتفاقات ماوراء طبيعی ، این انعکاس سایهء روح
که در حالت اغماء و برزخ بين خواب و بيداری جلوه می کند کسی پی
خواهد برد؟
من فقط بشرح یکی از این پیش آمدها می پردازم که برای خودم اتفاق
افتاده و بقدری مرا تکان داده که هرگز فراموش نخواهم کرد و نشان شوم
آن تا زنده ام، از روز ازل تا ابد تا آنجن که خارج از فهم و ادراک بشر است
زندگی مرا زهرآلود خواهد کرد- زهرآلود نوشتم، ولی می خواستم بگویم
داغ آنرا هميشه با خودم داشته و خواهم داشت.
من سعی خواهم کرد آنچه را که یادم هست، آنچه را که از ارتباط وقايع
در نظرم مانده بنويسم، شايد بتوانم راجع بآن یک قضاوت کلی بکنم ؛ نه،
فقط اطمینان حاصل بکنم و یا اصلا خودم بتوانم باور بکنم - چون برای
من هیچ اهمیتی ندارد که دیگران باور بکنند یا نکنند-فقط میترسم که
فردا بمیرم و هنوز خودم را نشناخته باشم- زیرا در طی تجربیات زندگی
باین مطلب برخوردم که چه ورطهء هولناکی میان من و دیگران وجود دارد
و فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد، تا ممکن است بايد افکار خودم
را برای خودم نگهدارم و اگر حالا تصمیم گرفتم که بنویسم ، فقط برای
اینست که خودم را به سایه ام معرفی کنم - سایه ای که روی ديوار خميده و
مثل اين است که هرچه می نویسم با اشتهای هر چه تمامتر می بلعد -برای
اوست که می خواهم آزمايشی بکنم: ببینم شايد بتوانیم یکدیگر را بهتر
بشناسيم. چون از زمانی که همهء روابط خودم را با ديگران بريده ام می خواهم
خودم را بهتر بشناسم.
افکار پوچ!-باشد، ولی از هر حقیقتی بیشتر مرا شکنجه می کند - آیا
این مردمی که شبیه من هستند، که ظاهرا احتیاجات و هوا و هوس مرا
دارند برای گول زدن من نیستند؟ آیا یک مشت سایه نیستند که فقط برای
مسخره کردن و گول زدنمن بوجود آمده اند؟ آیا آنچه که حس می کنم،
می بینم و می سنجم سرتاسر موهوم نیست که با حقیقت خیلی فرق دارد؟
من فقط برای سایهء خودم می نویسم که جلو چراغ به دیوار افتاده است،
باید خودم را بهش معرفی بکنم.

برای ادامه داستان به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد  |
 اثری از صادق هدایت
در طی تجربیات زندگی به این مطلب برخوردم که چه ورطة هولناکی میان من و دیگران وجود دارد و فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد، تا ممکن است باید افکار خودم را برای خودم نگهدارم و اگر حالا تصمیم گرفتم که بنویسم، فقط برای این است که خودم را به سایه ام معرفی بکنم – سایه ای که روی دیوار خمیده و مثل این است که هر چه می نویسم با اشتهای هر چه تمامتر می بلعد – برای اوست که می خواهم آزمایشی بکنم: ببینم شاید بتوانیم یکدیگر را بهتر بشناسیم…              

    "بوف کور - صادق هدایت"

                                   

                         

اندره برتون که مؤسس حرکت سوررئالیستی در فرانسه بود، وقتی ترجمه فرانسه بوف کور را خواند، گفت که کتاب هدایت جزو بیست کتاب شاهکار قرن بیستم است.

هنری میلر، نویسندهٔ بزرگ امریکایی معاصر، دربارهٔ آن گفته‌است: «این بهترین کتابی‌است که تاکنون خوانده‌ام».

رنه لانو نیز گفته‌است: «در این کتاب اهمیت هنر به معنی بسیار آبرومند کلمه در نظر من بسیار صریح جلوه می‌کند». 

نجف دریابندری درمورد بوف کور می‌گوید:«این رمان را دوست ندارم چون زیادی منحط است.» البته دریابندری در ادامهٔ این بحث واژه منحط را تعریف می‌کند و به عنوان سبکی ادبی مطرح می‌کند نه بار منفی این واژه.

داریوش مهرجویی الگوی خود را برای ساخت فیلم هامون، بوف‌کور می‌داند و می‌گوید:««بوف کور» به واقع اولین اثر ادبیات مدرن است که در ایران خلق می‌شود. ادامه جریانی که یک قرن و نیم پیش در اروپا شروع شد بود. یعنی ظهور انسان خودآگاه و طرح مسئله «سرنوشت بشری»»

|+| نوشته شده توسط امین  |
 تصاویری از دوران جوانی صادق هدایت
                         

     در شانزده سالگي                                        در پانزده سالگي

                    

       در هفده سالگي                                    در بيست و دو سالگي

|+| نوشته شده توسط امین  |
 سال شمار آثار صادق هرایت

1302
  • «رباعيات خيام» : كتاب مستقل
1303
  • «زبان حال يك الاغ به وقت مرگ»: مجله وفا سال دوم شماره 6 صفحه 164 تا 168
  • «انسان و حيوان»: كتاب مستقل - انتشارات بروخيم
1305
  • «جادوگري در ايران»: La Magie en Perse : به فرانسه در مجله فرانسوي لووال ديسيس Le Voile dIsis شماره 79 سال 31 چاپ پاريس
  • داستان «مرگ» در مجله ايرانشهر دوره چهارم شماره 11 چاپ برلن صفحه 680 تا 682
1306
  • «فوايد گياهخواري»: كتاب مستقل- چاپ برلين
1308
  • «زنده به گور»
  • «اسير فرانسوي»
1309
  • «پروين دختر ساسان»: كتاب مستقل- كتابخانه فردوسي
  • مجموعه «زنده به گور» مشتمل بر داستانهاي:
    زنده به گور
    اسير فرانسوي
    داود گوژپشت
    مادلن
    آتش پرست
    آبجي خانم
    مرده خورها
    آب زندگي
1310
  • «سايه مغول» در مجموعه انيران - مطبعه فرهومند

  • «كور و برادرش: ترجمه از آرتور شينسلر Arthur Schnitzler نويسنده اطريشي، مجله افسانه، دوره سوم، شماره 4 و 5

  • «كلاغ پير»: ترجمه از الكساندر لانژكيلاند Alexandre Lange Kielland نويسنده نروژي، مجله افسانه، دوره 3، شماره 11، صفحه 1- 5

  • «تمشك تيغ دار»: ترجمه از آنتوان چخوف روسي Anton Pavlovitch Tchekhov ، مجله افسانه، دوره 3، شماره 23، صفحه 1 -51

  • «مرداب حبشه»: ترجمه از كاستن شراو نويسنده فرانسوي Gaston Cherau ، مجله افسانه، دوره 3، شماره 28

  • «درد دل ميرزا يداله»: مجله افسانه، دوره 3، جزوه 28، صفحه 1- 2 كه بعدا به نام داستان محلل چاپ شد

  • «مشاور مخصوص»: ترجمه از آنتوان چخوف، مجله افسانه، سال سوم، شماره 28

  • «حكايت با نتيجه»:  مجله افسانه، دوره 3، شماره 31، صفحه 2 -3

  • «شب هاي ورامين»: مجله افسانه، دوره سوم، شماره 32، صفحه 10 -15

  • «اوسانه: قطع جيبي» - نشريه آريان كوده

  • «جادوگري در ايران»: ترجمه از فرانسه، مجله جهان نو، سال دوم، شماره اول، صفحه 60 -80

1311
  • «اصفهان نصف جهان»: كتاب مستقل-كتابخانه خاور
  • مجموعه «سه قطره خون» مشتمل بر داستانهاي:
    سه قطره خون
    گرداب
    داش آكل
    آينه شكسته
    طلب آمرزش
    لاله
    صورتك ها
    چنگال ها
    محلل
  • «چطور ژاندارك دوشيزه اورلئان شده؟» مقدمه صادق هدايت به كتاب «دوشيزه اورلئان» اثر شيلر - ترجمه بزرگ علوي - صفحه الف تا خ
1312
  • مجموعه «سايه روشن» مشتمل بر داستانهاي:
    س.گ.ل.ل
    زني كه مردش را گم كرد
    عروسك پشت پرده
    آفرينگان
    شب هاي ورامين
    آخرين لبخند
    پدران آدم
  • «نيرنگستان»- كتاب مستقل
  • «مازيار»- كتاب مستقل با همكاري مجتبي مينوي
  • «علويه خانم»- كتاب مستقل
1313
  • «وغ وغ ساهاب»- كتاب مستقل با همكاري مسعود فرزاد
  • «ترانه هاي خيام»- كتاب مستقل - مطبعه روشنايي
  • «البعثه الاسلاميه في البلاد الافرنجيه» - كتاب مستقل
  • « شرط بندي» ترجمه از آنتوان چخوف در مجموعه گل هاي رنگارنگ
1315
  • «بوف كور» كتاب مستقل - چاپ پلي كپي شده
  • «كارنامه اردشير پاپكان» ترجمه از متون پهلوي ضمنا شامل « زند و هومن يسن» ترجمه از متون پهلوي
1318
  • «ترانه هاي عاميانه» - مجله موسيقي، سال اول، شماره هاي 6، صفحه 17 - 19. 4 و 7 صفحه 24 و 28.
  • «متل هاي فارسي» - مجله موسيقي، شماره 8
  • قصه هاي «آقاموشه»، «شنگول و منگول» - مجله موسيقي، سال اول، شماره 8
  • قصه «لچك كوچولوي قرمز» - مجله موسيقي، سال دوم، شماره 2
1319
  • «چايكووسكي» - مجله موسيقي، سال دوم، شماره 3، خردادماه، صفحه 25 - 32
  • «پيرامون لغت فرس اسدي» - مجله موسيقي، سال دوم، شماره 11 و 12، صفحه 31 - 36
  • «شيوه نوين در تحقيق ادبي» - مجله موسيقي، سال دوم، شماره 11 و 12، صفحه 19 - 30
  • «گجسته اباليش» - ترجمه از متن پهلوي
1320
  • «داستان ناز» در مجله موسيقي سال سوم شماره دوم، صفحه 38-30
  • «شيوه هاي نوين در شعر فارسي» در مجله سوم شماره 3، صفحه 22
  • «سنگ صبور» مجله موسيقي سال سوم، شماره 6 و 7، صفحه 18-13
1321
  • مجموعه «سگ ولگرد» شامل داستانهاي
    سگ ولگرد
    دن ژوان كرج
    بن بست
    كاتيا
    تخت ابونصر
    تجلي
    تاريكخانه
    ميهن پرست
  • «شهرستانهاي ايران»: ترجمه از متن پهلوي، مجله مهر، سال هشتم، شماره اول، صفحه 47 - 55، شماره دوم، صفحه 127 - 131 و شماره سوم،صفحه 168 - 175
  • داستان «آب زندگي»: انتشارات فرهنگ تهران
  • بخش هايي از «بوف كور»: مجله ايران
  • «بن بست»: چاپ فرانسه 1942 Limpasse
1322
  • «علويه خانم»: كتاب مستقل
  • «گزارش گمان شكن» - ترجمه از متن پهلوي
  • «يادگار جاماسب» - ترجمه از متن پهلوي، مجله سخن، سال اول، شماره 3،صفحه 161 - 167، شماره 4 و 5،صفحه 217- 220
  • ترجمه «گورستان زنان خيانتكار»: از آرتور كريستين سن خاورشناس دانماركي، مجله سخن، سال اول، شماره 7 و 8
  • «جلو قانون»: ترجمه از فرانتس كافكا Frantz Kafka در مجله سخن، شماره 11 و 12
  • «كارنامه اردشير پاپكان» - ترجمه از متن پهلوي
  • «چگونه نويسنده نشدم» - مجله سخن
1323
  • «آب زندگي» - روزنامه مردم
  • «اوراشيما» - قصه ژاپوني - ترجمه در مجله سخن، سال دوم، شماره اول، صفحه 43 - 45
  • نقد «بازرس»: اثر گوگول، ترجمه در مجله پيام نو، سال اول، صفحه 52
  • «ملا نصرالدين در بخارا»: مجله پيام نو،سال اول، شماره اول،صفحه 57
  • «زند و هومن يسن» - ترجمه از متن پهلوي
  • «ولنگاري» مجموعه داستانهاي:
    قضيه مرغ روح
    قضيه زير بته
    قضيه فرهنگستان
    قضيه دست بر قضا
    قضيه خر  دجال
    قضيه نمك تركي
1324
  • «حاجي آقا» - كتاب مستقل
  • نقد «خاموشي دريا»: اثر وركور - مجله سخن، سال دوم،شماره سوم،صفحه 227 - 228
  • «چند نكته درباره ويس و رامين» - مجله پيام نو،سال اول،شماره نهم،صفحه 15 - 19 و شماره 10، صفحه 18 - 26 - 31
  • «طلب آمرزش» - از كتاب سه قطره خون، مجله پيام نو، سال اول، شماره 12، صفحه 20 - 24
  • «شنگول و منگول»: مجله پيام نو،سال دوم، شماره سوم، صفحه 54 - 55
  • انتقاد بر ترجمه رساله «غفران» ابوالعلاء معري، مجله پيام نو، سال دوم، شماره 9، صفحه 64
  • «فلكلر يا فرهنگ توده» - مجله سخن،‌سال دوم، شماره 3، صفحه 179 – 184 و شماره 4، صفحه 339 – 342
  • «طرح كلي براي كاوش فلكلر يك منطقه» - مجله سخن، سال دوم، شماره 4، صفحه 265- 275
  • «شغال و عرب» - ترجمه فرانتس كافكا،‌مجله سخن،‌سال دوم، شماره 5، صفحه 349
  • «آمدن شاه بهرام ورجاوند» - ترجمه از متن پهلوي، مجله سخن، سال دوم، شماره 7، صفحه 540
  • «خط پهلوي و الفباي صوتي»- مجله سخن، سال دوم، شماره 8، صفحه 616 – 760 و شماره 9، صفحه 667- 671
  • «ديوار» - ترجمه از ژان پل سارتر Jean Paul Sartre نويسنده فرانسوي، مجله سخن، سال دوم، شماره 11 و 12، صفحه 833 – 847
  •  «سامپينگه» Sampingue به زبان فرانسه در ژورنال دوتهران
  • لوناتيك  Lunatique  - «هوسباز» - به زبان فرانسه در ژورنال دوتهران
1325
  • «افسانه آفرينش» - چاپ پاريس، آدرين مزون نو
  • «آبجي خانم» - از مجموعه زنده به گور، مجله پيام نو، سال دوم، شماره 6، ارديبهشت 1325، صفحه 31 – 36
  • «فردا» - مجله پيام نو، سال دوم، شماره 7 و 8، صفحه 54 – 64
  • ترجمه داستان «فردا» - به زبان فرانسه در ژورنال دوتهران
  • «گراكوش شكارچي» - ترجمه از فرانتس كافكا، مجله سخن،‌سال سوم، شماره 1، صفحه 48 – 52
  • «قصه كدو» - مجله سخن، دوره سوم، شماره 4
  • «ترجمه هنر ساساني در غرفه مدال ها» - اثر «ال مور گشترن»  در مجله سخن، سال سوم، شماره 5، صفحه 318 – 382
  • «بلبل سرگشته» در مجله سخن، سال سوم، شماره 6 و 7، صفحه 432 – 443
  • مقدمه كتاب «كارخانه مطلق سازي» نوشته كارل چابك، نويسنده چك اسلواكي، با ترجمه حسن قائميان
1327
  • «پيام كافكا» - مقدمه اي بر كتاب «گروه محكومين» فرانتس كافكا
  • «توپ مرواري» - كتاب مستقل
1329
  • «مسخ» - اثر فرانتس كافكا، ترجمه با همكاري حسن قائميان
1378
  • مجموعه «فرهنگ عاميانه مردم ايران» مشتمل بر بخش هاي:
    نيرنگستان
    ترانه ها، متل ها، اوسانه و غيره
    تحقيقات صادق هدايت (چاپ براي بار اول)
1379
  • «انسان و حيوان» به انضمام مجله هاي صادق هدايت (چاپ براي بار اول)
  • «حسرتي، نگاهي و آهي» - آلبوم نفيس عكس هاي صادق هدايت به مناسبت نود و هشتمين سالگرد تولد صادق هدايت با ترجمه انگليسي (28 بهمن 1281)
1380
  • آلبوم«از مرز انزوا» آلبوم نفيس كارت پستال هاي صادق هدايت - نشر چشمه ‏، نشر ديد
1381
  • «36روز با صادق هدايت » نشر سالي
1382
  • « نيمه پنهان سرگذشت صادق هدايت» نشر ورجاوند
1383
  • « ياد هدايت 81 » مجموعه داستان هاي مسابقه سال 1381 صادق هدايت - نشر ورجاوند

|+| نوشته شده توسط امین  |
 کوتاه از صادق هدایت
صادق هدايت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدري در تهران تولد يافت. پدرش هدايت قلي خان هدايت (اعتضادالملك)‌ فرزند جعفرقلي خان هدايت(نيرالملك) و مادرش خانم عذري- زيورالملك هدايت دختر حسين قلي خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلي خان هدايت يكي از معروفترين نويسندگان، شعرا و مورخان قرن سيزدهم ايران ميباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندي بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدايي در مدرسه علميه تهران شد و پس از اتمام اين دوره تحصيلي در سال 1293 دوره متوسطه را در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتي چشم براي او پيش آمد كه در نتيجه در تحصيل او وقفه اي حاصل شد ولي در سال 1296 تحصيلات خود را در مدرسه سن لويي تهران ادامه داد كه از همين جا با زبان و ادبيات فرانسه آشنايي پيدا كرد.

در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد و در سال 1305 همراه عده اي از ديگر دانشجويان ايراني براي تحصيل به بلژيك اعزام گرديد. او ابتدا در بندر (گان) در بلژيك در دانشگاه اين شهر به تحصيل پرداخت ولي از آب و هواي آن شهر و وضع تحصيل خود اظهار نارضايتي مي كرد تا بالاخره او را به پاريس در فرانسه براي ادامه تحصيل منتقل كردند. صادق هدايت در سال 1307 براي اولين بار دست به خودكشي زد و در ساموا حوالي پاريس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولي قايقي سررسيد و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همين سال در بانك ملي ايران استخدام شد. در اين ايام گروه ربعه شكل گرفت كه عبارت بودند از: بزرگ علوي، مسعود فرزاد، مجتبي مينوي و صادق هدايت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همين سال از بانك ملي استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد.

در سال 1312 سفري به شيراز كرد و مدتي در خانه عمويش دكتر كريم هدايت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال يافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همين سال به تامينات در نظميه تهران احضار و به علت مطالبي كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجويي و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامي كل ساختمان مشغول به كار شد. در همين سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندي بهرام گور انكل ساريا زبان پهلوي را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملي ايران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملي ايران مجددا استعفا داد و در اداره موسيقي كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاري با مجله موسيقي را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهاي زيبا با سمت مترجم به كار مشغول شد.

 
در سال 1322 همكاري با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتي آسياي ميانه در ازبكستان عازم تاشكند شد. ضمنا همكاري با مجله پيام نور را آغاز كرد و در همين سال مراسم بزرگداشت صادق هدايت در انجمن فرهنگي ايران و شوروي برگزار شد. در سال 1328 براي شركت در كنگره جهاني هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولي به دليل مشكلات اداري نتوانست در كنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاريس شد و در 19 فروردين 1330 در همين شهر بوسيله گاز دست به خودكشي زد. او 48 سال داشت كه خود را از رنج زندگي رهانيد و مزار او در گورستان پرلاشز در پاريس قرار دارد. او تمام مدت عمر كوتاه خود را در خانه پدري زندگي كرد

|+| نوشته شده توسط امین  |
 بیوگرافی((صادق هدایت))
زمینه فعالیت نویسنده، مترجم
سبک رمان
تولد

28 بهمن1281/ 17 فوریه1903 تهران، ایران

مرگ

19 فروردین1330/ 9آوریل1951 پاریس، فرانسه

ملیت ایرانی
محل زندگی ایران، هندوستان، فرانسه
نهاد مرتبط دانشکدهٔ هنرهای زیبای تهران
والدین هدایت‌قلی هدایت اعتضادالملک
و نیرالملوک
مدفن گورستان پرلاشز پاریس
پیشه حسابداربانک ملی ایران ،
کارمند وزارت خارجه
گفتاورد
«اگر راست است که هر کسی یک ستاره روی آسمان دارد، ستارهٔ من باید دور، تاریک و بی‌معنی باشد-شاید من اصلاً ستاره نداشته‌ام!»  (بوف کور)


|+| نوشته شده توسط امین  |
 
 
بالا