شعری از ایرج میرزا
وه چه خوب آمدی صفا کردی چه عجب شد که یاد ما کردی؟
ای بسا آرزوت می کردم خوب شد آمدی صفا کردی
آفتاب از کدام سمت دمید که تو امروز یاد ما کردی؟
از چه دستی سحر بلند شدی؟ که تفقد به بینوا کردی؟
شب مگر خواب تازه ای دیدی که سحر یاد آشنا کردی؟
بی وفایی مگر چه عیبی داشت که پشیمان شدی وفا کردی
هیچ دانی اندر این مدت از فراقت به ما چه ها کردی؟
با تو هیچ آشتی نخواهم کرد از همان ره که آمدی برگرد!!!
+ نوشته شده در ساعت توسط محمد
|
این وبلاگ شرحی است از بزرگان معاصر ایران