هنگامه از فریدون مشیری
ای دل لبریز از شوق و امید
كاش می دیدی كه فردا نیستیم
كاش می دیدی كه چون پنهان شدیم
در همه آفاق پیدا نیستیم
گر چه هر مرگی تسلی بخش ماست
كاندر این هنگامه تنها نیستیم
بدتر از مرگ است آن دردی كه ، باز
زندگی می خندد و ما نیستیم
+ نوشته شده در ساعت توسط محمد
|
این وبلاگ شرحی است از بزرگان معاصر ایران